بهتر است یک شمع روشن کنیم تا اینکه به تاریکی لعنت بفرستیم.


دو راه برای پخش روشنایی وجود دارد:
شمع باشی یا آینه ای که آن را بازتاب می دهد.


نگاه کن که چگونه یک شمع تنها
هم می تواند با تاریکی مقابله کند و هم آن را معنا ببخشد.


یاد تو
شمعی ست در دلم
کوچک و همیشه گرم..


ایستادگی کن تا روشن بمانی
شمع های افتاده خاموش می شوند…


هرسال روز تولدم …شمع های بیشتری برایم اشک میریزند..‌.


او شمع و من در عشق …پروانه ام پروانه


باد با شمع های خاموش کاری ندارد اگر بر تو سخت می‌گذرد، بدان روشنی…


آنچه شمع را جاودانه می‌کند، نه بلندیِ شعله، که پایداری‌اش در برابر وزشِ بادِ تردید است.”


شمع باش؛ حتی اگر تنها باشی، تاریکیِ مطلق را با حضورِ ظریفِ خود به سخره بگیر


تمامِ زیباییِ یک شمع در این است که می‌داند روزی تمام خواهد شد، اما تا آخرین لحظه، سایه بر جای نمی‌گذارد.”


“هر قطره مومی که می‌چکد، اشکی است که برای روشناییِ آینده ریخته می‌شود؛ این است قیمتِ پیشرفت.


شمع، مظهرِ آرزویی‌ست که هرگز خاموش نمی‌شود؛ حتی اگر جسمش رو به زوال رود، نورش در یادها باقی می‌ماند


شمع باش؛ حتی سوختن هم می‌تواند هنر باشد.


شمع هرگز نمی‌پرسد چرا باید بسوزد؛ فقط می‌داند که وظیفه‌اش روشن کردنِ راه دیگران است.


برخیز و شمعِ خویش باش؛ زیرا گاهی برای روشن کردن یک اتاق، نیازی به خورشید نیستی، فقط یک اراده‌ی کوچک کافی‌ست


شمع‌ها فقط روشنایی نمی‌دهند؛ روح شما را هم روشن می‌کنند.”


آدمای خوب مثل نور شمع هستن ، شاید کوچیک باشن ، اما می‌تونن تاریکی‌های بزرگی رو روشن کنن .


هزاران شمع را می توان با یک شمع روشن کرد و زندگی این شمع کوتاه تر نمی شود
سهیم کردن شادی هرگز از آن نمی کاهد


پروانه! کمی آرام باش … آتش شمع خاموش می شود


شب‌ها شمع از خورشید روشن‌تر است


یاد تو

شمعی ست در دلم

کوچک و همیشه گرم..